اكبر ترابى شهرضايى
80
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
بياورند ؛ و خداوند او را بر جهنّم حبس كرده و معطّلش مىكند تا از حساب خلايق فارغ شود . آنگاه فرمان مىدهد او را به جهنّم ببرند ، و در هر طبقهاى عذاب مىگردد تا به آخرين طبقه و شديدترين آنها برسد ؛ در آنجا باقى مىماند و راه خروجى ندارد . مجموعهى آيات و روايات فوق بر حرمت لواط در شرع اسلام دلالت دارد . فرع اوّل : تعريف لواط امام راحل رحمه الله در تحرير الوسيله به تبعيّت از فقها گفتهاند : « اللواط وطىء الذكران من الآدمى بإيقاب وغيره » . لازم است پيرامون اين تعريف مقدارى بررسى نماييم . « وطى » مصدر و به « ذُكران » كه مفعول است اضافه شده ، نه به فاعل ؛ زيرا ، اگر « ذُكران » را فاعل بگيريم ، تعريف اعمّ از لواط مىشود . چه آن كه هرجا وطى محقّق باشد ، واطى و فاعلش مذكّر است . علاوه بر اين كه جدايى مسأله لواط از زنا ، در جهت مفعول و موطوء است ؛ لذا ، معناى عبارت ، مذكّرانى است كه موطوء واقع شوند . اشكالى كه در اين تعريف وجود دارد ، آن است كه مانند تعريف زنا شامل دو طرف نمىشود ؛ در حالى كه لواط كه فعل لاطى است ، اضافهى به ملوط و مفعول نيز دارد ؛ و در احكام ، فرقى بين لاطى و ملوط نيست . بر هر دو حرام و موجب حدّ است . بنابراين ، بايد به گونهاى تعريف كرد كه هر دو را شامل شود . اين تعريف براى لاطى است . در باب زنا نيز تعريف فقط فاعل را شامل مىشد ؛ در حالى كه بحث ما در كتاب حدود و بيان حدِّ هر دو طرف است . مرحوم امام با قيد « من الآدمى » وطى به حيوانات مذكّر را خارج كرد ؛ هرچند آن نيز عمل حرامى است و احكام مخصوصى دارد ؛ امّا ربطى به لواط ندارد . قيد « بإيقاب وغيره » دو بحث دارد : بحث اوّل : در عموميت دايرهى لواط ، كه شامل « ايقاب » يعنى دخول و « غير إيقاب » - يعنى جايى كه دخول در دُبر نبوده ، بلكه بين رانها و باسن داخل كرده است - مىشود . ظاهر تعريف فقها و امام راحل قدس سره اين است كه لواط معناى عامّى دارد و اختصاص به موردى كه دخول كرده باشد ، ندارد . ولى صاحب جواهر رحمه الله بدون استشهاد به دليل و